نظر علي الطالقاني
110
كاشف الأسرار ( فارسى )
و ايضا بدان كه هر محبّت و خواستنى و هر مكروه و نخواستنى خوف و رجاء نياورد . اگر چيزى باشد كه به او مقيّد نباشى گوئى شد شد ، نشد نشد . و به جهت همين گفتيم كه در نظر تو نيز عظمى داشته باشد و وصول و حصول او را نيز نزديك بدانى نسبت به خود . بدان كه هر چند گفتيم كه بعضى از مردم از كم اعتقادى ، به معاصى گرفتارند و لكن گاهى نيز سرّ اين گرفتارى و كسالت از راه ديگر است يعنى از محبّت ذات خيزد و هر كس گمان نيك به خود برد و خود را مستحقّ كرم و رحمت و عفو خدا داند ، زيرا كه حبّ الشّيء يعمى و يصمّ ، چنانچه گذشت . و غالب الّا ما شذّ به اين جهت نيز فريب خوردهاند و به جهل مركّب افتادهاند و اين مرض بسيار مزمن و عسير العلاج است ، چنانچه آنجا گفتيم . و بعضى هم از عمل خود مأيوساند كه گويند عمل ما قابل قبول نيست ، اگر كرم و عفو خدا كارى كرد و الّا راه ديگرى نداريم . و بعضى از كثرت معاصى مأيوس از عمل ، سهل است كه مأيوس از رحمت خدا ، العياذ باللّه ، نيز شدهاند ، و اينها بدترين طوائفند . و ايضا گاهى هم اخبار عفو و رحمت و توبه و امثال ايشان را در معصيت مدخليّتى است لهذا در تفسير ما غرّك بربّك الكريم 307 گفتهاند كه ذكر لفظ كريم تعليمى است از خدا كه در جواب گويند : كرمك . بدان كه شدّت خوف و رجاء و ضعف ايشان بسته به شدّت محبّت و بغض و ضعف ايشان است . هر چند پابند و قيد و اسيرى و گرفتارى و محبّت بيشتر است آنها نيز بيشترند . و به جهت همين است كه از عشّاق ، حركات عجيب و غريب خارج از عادت و رسوم و آداب صادر شود ، اگر چه محبوب او در نظر ديگران جلوه نداشته باشد . البتّه حكايت ليلى و مجنون و بدگل و خوشگل نبودن ليلى را شنيدهاى . پس ببين كه اگر اين اعتقاد مطابق واقع باشد چه خواهد شد . پس تفاوت مردم در خوف و رجاء به دو چيز است . يكى به تفاوت معرفت ، چه از تفاوت او تفاوت اعتقاد و محبّت خيزد . دويم تفاوت معشوق و محبوب . پس به ظهور پيوست كه خوف و رجاء مقرّبين به مراتب لا يتناهى از خوف و رجاء ابرار بيشتر است و هكذا ، زيرا كه محبوب ايشان خدا است و محبوب ابرار نعمت خدا ، و عذاب ايشان فراق و بعد از خدا است و بىميلى و بىالتفاتى معشوق است . نمىبينى كه خوف و رجاء مقرّبان سلطان دخلى به ديگران ندارد ؟ و عذاب ابرار جهنّم و بعد از رحمت خدا است . نمىبينى كه در خطاب عام فرمود وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ 308 و در حقّ أنبياء